سيد علي اكبر قرشي

147

قاموس قرآن ( فارسي )

در خدا بمعنى حكم و امر است . در الميزان ذيل آيهء 40 . نحل بعد از بررسى آيات فرموده : با اين روشن معلوم مىشود كه اراده و حكم خدا هر دو يكى است و آن بحسب اعتبار بر قول و امر مقدم است . مرحوم مجلسى در بحار ( ج 4 ص 137 ط جديد ) ذيل حديث صفوان بن يحيى كه خواهد آمد فرموده : اكثر متكلمين اماميّه بر آنند كه ارادهء خدا همان علم اوست بخير و نفع و اصلح و متكلمين در خدا جز علم اثبات نميكنند . علامهء طباطبائى در پاورقى آن فرموده : اين تصوير ارادهء ذاتيّه است كه عين ذات مىباشد ( اگر تصويرشان صحيح باشد ) و امّا اراده - ايكه در اخبار است آن اراده ايست كه از صفات افعال است مثل رزق و خلق و آن عين موجود خارجى است مثل زيد و عمرو و زمين و آسمان چنان كه شيخ مفيد رحمه اللَّه گفته است . در نهج البلاغه خطبهء 177 فرموده « متكلَّم لا برويّة . مريد لا بهمّة . صانع لا بجارحة » در اصول كافى ج 1 ص 109 باب اراده از صفات فعل است . . . چند حديث دربارهء ارادهء خدا نقل شده از جملهء از صفوان بن يحيى نقل مىكند كه به امام رضا عليه السّلام گفتم : بفرمائيد ارادهء خدا چيست ؟ و ارادهء خلق كدام است ؟ فرمود : اراده از خلق تفكَّر است و آنچه بعد از تفكر كرده مىشود ( قصد و فعل در اينجا مصداق اراده‌اند ) و امّا از خدا پس ارادهء خدا ايجاد خداست لا غير كه او تأمل و قصد و فكر نميكند و اين صفات از او منتفى است و آنها صفات خلقاند پس ارادهء خدا فعل است لا غير به آن ميگويد : كن فيكون بدون لفظ و بدون تكلم با زبان . . . عبارت عربى چنين است . و اما من اللَّه فارادته احداثه لا غير ذلك لانه لا يروى و لا يهم و لا يتفكَّر و هذه الصفات منتفية عنه و هى من صفات الخلق ، فارادة اللَّه الفعل لا غير ذلك يقول له كن فيكون بلا لفظ و لا نطق بلسان و لا همّة و لا تفكَّر و لا كيف لذلك ، كما انه لا كيف له .